محمد ابراهيمى وركيانى

312

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

سخن آنها بىاعتمادى به دعوت عراقيان بود . بنابراين ، پناهندگى حضرت در مكه يا كوچ به‌سوى يمن سرانجامى جز كشته شدن نداشت . زيرا در يمن گرچه شيعيان على ( ع ) حضور داشتند از امام دعوت نكرده بودند و مردم عراق بودند كه از زمان على ( ع ) ادعاى مخالفت با امويان و شاميان را داشتند و امام با پذيرش دعوت آنان مظلوميت على ( ع ) و امام حسن ( ع ) را بيش از پيش روشن ساخت . بنابراين امام ( ع ) يا بايد همان‌گونه كه رفتار كرد به انجام وظيفه مىپرداخت يا تن به ذلت مىداد و حكومت يزيد را مىپذيرفت و همه معيارهاى ارزشمند اسلامى در انتخاب خليفه و شرايط خلافت را ناديده مىگرفت . امام ( ع ) با انتخاب عراق براى مهاجرت نه‌تنها واقعيات ناپيدا در عراق و شام را آشكار ساخت و پدر و برادرش را از اتهام ضعف مديريت رهانيد ، در همان‌جا نيز زمينه قيام‌هايى را فراهم آورد كه نه‌تنها كام امويان را در تمام دوران قدرت پر از زهر كرد ، بلكه سرانجام با بدترين وضعيت نابودشان نمود . در صورتىكه اگر براساس ضرورت خلافت يزيد را پذيرفته بود ، بعدها براى كسى اثبات مشروع نبودن حكومت امويان نيز ممكن نبود و سكوت امامان اهل بيت نيز در طول تاريخ توجيهى نداشت ؛ ولى با قيام اباعبدالله ( ع ) نه‌تنها جايگاه سياسى اهل‌بيت ( عليهم السلام ) مشخص شد ، كه امامان بعد از حضرتش نيز از اتهام پيروى از خلفاى جور مصون ماندند و سكوت آنان هيچ‌گاه به‌معناى موافقت و پذيرش تلقى نگرديد . خيانت‌نامه‌ها به‌راستى چه شد كه امام ( ع ) در روز عاشورا تنها با هفتاد و دو تن يا كمى بيشتر در محاصره دشمن قرار گرفت و شهيد شد و از جمعيت شهرها كسى به يارى او نيامد ؟ حقيقت آن است كه در روزگار امويان ، كوفه مركز حركت ضد اموى بود و بصره و ديگر شهرها دنباله‌رو سپاه كوفه بودند و با آمدن ابن‌زياد « 1 » به كوفه و شهادت مسلم بن عقيل ( ع ) و

--> ( 1 ) . حضور ابن‌زياد در كوفه پس از فرماندارى او در بصره ، مردم را به ياد دوران كشتار بىرحمانهء زياد بن ابيه انداخت و ترس از سيرهء خشونت‌بار اين پدر و پسر ، خود يكى از عوامل فروپاشى دستگاه رهبرى كوفه در حمايت از امام حسين ( ع ) بود . به‌هنگام ورود ابن‌زياد به كوفه تا موقعى كه مردم تصور مىكردند كه وى امام حسين ( ع ) است به حمايت حضرت ( ع ) شعار مىدادند ، ولى وقتى فهميدند كه او ابن‌زياد است متفرق و خاموش گرديدند . به‌ويژه پس از شايع شدن حركت سپاه شام به‌جانب كوفه صداها خاموش گرديد . ( بنگريد به : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 4 ، ص 566 )